تبليغاتX

> ::منتظر::

 

چه روزی بود،روز آغاز سفر...!

مسافران منتظر،بلیط به دست وارد قطار انتظار می شدند...

تعدادی در کوپه های جلو و عده ای در آخرین کوپه ها...!!!

بالاخره،قطار به حرکت درآمد... آرام... آرام... آرام... .

گویی مسیر بسیار طولانی است !

گاهی سرعت قطار زیاد و گاهی آهسته می شود...!

گاهی قطار از مقصد دور و گاهی نزدیک می شود...!

گاهی میان راه مسافرانی پیاده و گاهی سوار می شوند...!!

در طی مسیر جای بعضی خالی می شود...گویی آنها راهی وادی دیگرند...!

وادی مرگ و...

گاهی در مسیر، سیاهی هاشیشه های قطار را می شکنند...!!!

آری...! آنها توقف قطار را می خواهند...

در طی این سال ها لوکوموتیو ران باتمام فداکاری ها و از خودگذشتگی ها قطار را هدایت می کند...

ولی زمانی می رسد که دیگر اجل فرصتش نمی دهد...و جایش را به منتظری دیگر می سپارد.

امروز هادی قطار انتظار بیست سال است چشم به راه دوخته تا شاید دیده به وادی ظهور روشن سازد...

 

مهدی جان...!

قطار منتظران سال هاست از سامرا رهسپار وادی ظهور است...

و تنها چشم امیدشان به تک سوار وادی ظهور دوخته شده...

پس...

       پس...

              پس...

 

«منتظر»

ای شیعه ی ما؛ عامل فراق میان من و تو آن چیزی است که از تو سر می زند و مرا ناخوشایند است، با اطاعت خدا و خوشنود کردن من به خیمه ی وصل درآ .
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 17:1  توسط منتظر | 
 

ای دلداده ی مکتب عشق...

   ای تک علمدار دریای معرفت...

      ای ساقی لب تشنگان حسین...

         ای علم افراشته بر سر ایوان عشق...

            ای تک بهانه ی اقیانوس بی کران ادب...

                ای تو چشمت،چشم مولایم حسین...

                    ای تو دستت،دست مولایم حسین...

ولادتت مبارک...ولادتت مبارک...ولادتت مبارک...
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 6:12  توسط منتظر | 
رستگار نمی شوند مردمى که خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خریدند   امام حسین(ع)

 

امروز دیدگان عرشیان و فرشیان به قدومت منور می شود...

امروز ستارگان غم از آسمان مدینه کوچ می کنند...

امروز با آمدنت کاخ های ظلم و استبداد به لرزه می افتند...

امروز امر به معروف،دست بیعت با حسین است...

امروز نهی از منکر،نهی بیعت با یزید است...

امروز با آمدنت کوفیان عرق شرم بر پیشانیشان سنگینی می کند...

امروز با آمدنت صدای پای کاروان کرب و بلا به گوش می رسد...

امروز نوای «هل من ناصر ینصرنی» معنای دیگری به خود می گیرد...

.

.

.

.

و اما امروز دوست دارم در 1426 سالروز ولادتت دعایی را هدیه دهم:

 

اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:32  توسط منتظر |