تبليغاتX

> ::منتظر::

 

امروز، عرش الهی به عرش زمینی گره خورده است...

امروز،تاریکی حرا به انوار لطف الهی منور گردیده است...

امروز،تمام ملائک کرسی عزت و کرامت را برایش پیش کش آورده اند...

امروز، فرشته وحی به سوی جبل النور روانه است...

ندایی به گوش می رسد...

گویی مژده ای در راه است...

بازویش را گرفت؛

گفت بخوان...!

خواندن ندانم...

گفت بخوان...!

باز فرمود: خواندن نتوانم...

سومین بار او را در بر گرفت،گفت:

 

اِقرَء باسمِ رَبِّکَ الَّذي خَلَقَ.

خَلَقَ الاِنسانَ مِن عَلَق

اِقرَأ وَ رَبُّکَ الاَکرَمُ

اَلَّذي عَلَّمَ بِالقَلَمِ

عَلَّمَ الاِنسانَ مَالَم يَعلَم.

 

گویی همراه اولین آیات وحی الهی،ناله ای شنیده شد...!

ناله ای به پهنای ناامیدی...!

ابلیس دیگر امیدی ندارد...

امروز، آرزوی «بحیرای راهب» تحقق یافته...

امروز،هدایت بشری رنگ و بوی دیگری به خود گرفته...

ای فارقلیطا...!

ای پریکلتوس..!

امروز،در چهلمین بهار زندگی ات،بال های هدایتت را به سوی عالمیان گستراندی...

امروز جهان،ندای «رحمت للعالمین»ات را با تمام وجود حس کرد...

 

پس تو ای «رحمت للعالمین» ...!

در آن دیار قربت،برای غریبی تنها وصی ات دست به دعا بردار؛

تا شاید چشمان گنه کار ما به دیدار تنها باقیمانده ذخیره ی الهی روشن گردد...

آمین یا رب العالمین.                        

              «منتظر»                        

 دانلود کلیپ مبعث با صدای محمد اصفهانی

کلیک کنید

*فارقلیطا و پریکلتوس در زبان سریانی و یونانی به معنای احمد و محمد است که در کتاب انجیل نیز به آنها اشاره شده است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 22:51  توسط منتظر | 
هر که زبانش صادق باشد اعمالش تزکیه است،هر که فکر و نیتش پاک باشد در روزیش توسعه خواهد بود،هر که به دوستان و آشنایانش نیکی و احسان کند،عمرش طولانی خواهد بود. «امام موسی کاظم(ع)»

موسي شدي كه معجزه اي دست وپا كني

راهي براي رد شدن قوم، وا كني

زنجير هاي زير گلويت مزاحم اند

فرصت نمي دهند خودت را دعا كني

در يك بدن بجاي همه درد مي كشي

مي خواستي تمام خودت را فدا كني

وقت اذان مغرب اين تازيانه هاست

وقتش رسيده است كه افطار وا كني

مثل علي عروج نمازت امان نداد

فكري به حال فاصله ي ساق پا كني

عيسي مسيح من به صليبت كشيده‌اند

اينگونه بهتر است خدا را صدا كني

حالا ميان قحطي تابوت هاي شهر

بايد به تخته هاي دري اكتفا كني

علي اكبر لطيفيان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 1:55  توسط منتظر | 

 

 

 

امواج بر ساحل قلبم سنگینی می کند...

حباب های کف آلود بغضی است بر گلویم...

صدای امواج قلبم را آزرده است...

گویی ساحلم سنگی است!

مرجان های امیدم،همه شکسته اند...

دیگر سدی ندارم!

در زیر صخره ها ی مهیب غاری است...

غاری به پهنای تاریکی...

خفاش ها،بر دیواره های غار همه معکوس اند...!

آنها هم ساحل امید را معکوس می بینند...

قندیل های نفرت از کف و بر غار آویزند...

گویی،به سوی هم نشانه رفته اند...!

آسمان تاریک و تاریک تر می شود...

خورشید امید در افق سو سو می کند...

ماه تابش آخر خورشید را با حسرت تماشا می کند!

او نیز می داند،توان جبران ندارد...

ماه از پس جبران نزدیک و نزدیک تر می شود...

اما نمی داند...!

با آمدنش امواج هولناک بالا و بالاتر می آید...!

دیگر ساحل قلبم تاب تحمل ندارد...

دیگر امواج خروشان،عنان از کف داده است...!

 

پس؛تو ای خورشید امیدم...!

از پس جزیره ی امید بر ساحل تاریک قلبم تابیدن گیر،تا با تابشت،خفاش های وجودم را از غارهای تاریک و نمور،فراری سازم؛

تا دوباره ساحل امید را به بهانه ی تنها امیدم از نو بسازم،   انشاءالله...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 0:17  توسط منتظر | 

معبود من...

نمی دانم به چه بهانه ای...؟! به چه امیدی...؟!

قدم ز وادی اعتکاف بردارم...

مولای من...

در لحظات آخر اعتکاف،باران اشکم را روانه ی درگاه رحمتت می سازم؛

تا شاید چشمان خیسم،حیات بخش کویر لم یزرع وجود ناچیزم باشد...

مولای من...

گویی در این سه روز،فرش بیدخورده ی وجودم را به عرش کبریاییت گره زده اند...

...و مس وجودم را به طلای نابت آغشته اند.

نمی دانم،شاید دیگر عجل فرصتی چنین  را ندهد...

خدای من...

تو را به این ماه مبارکت و به یگانه مولود کعبه ات قسم می دهیم؛

فرج یگانه منجی عالم بشریت،مهدی موعود(عج) را برسان ...« آمین یا رب العالمین»

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 23:53  توسط منتظر | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 19:37  توسط منتظر | 
اگر کسی طالب معرفت باشد و در طلب جدیت و خلوص داشته باشد،در و دیوار به اذن الله معلمش خواهد بود و گرنه سخن پیامبر(ص)هم در او اثر نخواهد کرد.چنانکه در ابوجهل هم اثرنکرد. «آیت الله العظمی بهجت»

 

دل ز دوری چهل شبانه ات،بسی بهانه می گیرد...

برای دیدن قد کمانی ات،بسی بهانه می گیرد...

کبوتر خسته دلم،برای پرکشیدنت،بسی بهانه می گیرد...

محراب وصل فاطمیه ز جور هجرت،بسی بهانه می گیرد...

نماز نیمه شبت،آن همه تاب و تبت،بسی بهانه می گیرد...

آسمان حرم دوست ز فراغت،بسی بهانه می گیرد...

یارا...

       دیگر قلمم توان جولان بر وصف جمالت را ندارد...

گویی او هم،  

       بسی بهانه می گیرد...

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:11  توسط منتظر | 

ای تغزل مهر ناتمام من!   آقای من…!

در «شب آرزو ها»،ستاره های امیدم چشم به راه تو دوخته اند…

گویی امشب به امیدی سو سو می کنند…

دیگر کاه کشان راه شیری توان نشان دادن راه را ندارد…

ای رویای نیمه شبم!

در این شب رویایی،آسمان تاریک قلبم را تنها برای تو مهیا می کنم؛

تا با آمدنت،صبح امید بر سرزمین سیه پوش قلبم روشنایی افکند...

ای آخرین سپیده!

امشب تمام رغاءب در تو خلاصه اند...

مولای من...!

دیگر آرزویی جز تو ندارم...

ای تنها آرزوی «شب آرزو ها»ی من...!

بیا...!

      بیا،تا با آمدنت شب هجران سحر شود!

      بیا،تا با آمدنت دعایم مستجاب شود:«اللهم عجّل لولیک الفرج»

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 23:32  توسط منتظر | 
ای سید ما... ای مولای ما...

ما آنچه باید بکنیم انجام می دیم...آنچه باید گفت هم گفتیم و خواهیم گفت...

من جان ناقابلی دارم... جسم ناقصی دارم... اندک آبرویی هم دارم که این رو هم خود شما به ما دادید.

همه ی این ها رو من کف دست گرفتم،در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد.

این ها هم نثار شما باشد...

سید ما... مولای ما... دعا کن برای ما!

صاحب ما تویی... صاحب این کشور تویی... صاحب این انقلاب تویی...

پشتیبان ما شما هستید... ما این راه را ادامه خواهیم داد،با قدرت هم ادامه خواهیم داد.

در این راه ما را با دعای خود،باحمایت خود،با توجه خود،پشتیبانی بفرما...!

بسم الله الرحمن الرحيم


إ ذا جاء نصر الله و الفتح*1*
و راءيت الناس يدخلون فى دين الله اءفواجا*2*
فسبح بحمد ربك و استغفره إ نه كان توابا*3*

 

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته   

"بخشی از خطبه های مقام معظم رهبری"

 "جمعه ۲۹خرداد ۱۳۸۸"            

 

 

 

چه خطابه ای...!

چه زیبا و دلنشین...!

به کدامین مخاطب،چنین خطاب می کنی؟!

گویی با تمام وجودت کسی را می خوانی...:   «ای سید ما... ای مولای ما...»

به چه جان و جسمت را ناقابل و ناچیز می دانی؟!!

گویی تبلور وجودت را در او خلاصه می بینی...!

خوشا...!

خوشا بدین توفیق...!

خوشا بدین از خود گذشتگی...!

ای دوست...!         ای منتظر...!

می خواهم این بار با تو هم نوا شوم:

«ای سید ما... ای مولای ما...»

ابر های سیاه و چرکین تمام وجودم را احاطه کرده است...

دیگر توان مقابله ندارم...

پس، تو ای خورشید تابان! بتاب...!

       بتاب،تا تابشت،ابر های یخ زده ی  وجودم را محو سازد...

       بتاب،تا گرمای وجودت،هستی بخش وجود ناچیزم باشد...

       بتاب،تا عالم حلاوت گرمای عدالتت را حس کند...

 

       پس، بتاب...!

                       بتاب...!

                                 بتاب...!

مقام معظم رهبری: شیعیان و پیروان آن حضرت(عج)باید کسب آمادگی معنوی،روحی و ایمانی را جز وظایف خود بدانند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 3:43  توسط منتظر |